چرا بعضی وقت ها توسل به ائمه می کنیم اما جوابی نمی گیریم؟

متن تفصیلی پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از راه کارهای ارائه شده برای حل مشکلات توسل به اهل بیت بود، چرا ما با وجود این همه توسل اما مشکلاتمون حل نمیشود؟

صوت پاسخ:
متن پاسخ یه کسی اومد پیشِ حضرتِ ابالفضل ، یعنی اومد تویِ خواب . هِی توسّل می کرد به حضرتِ ابالفضل که درسِش خوب بشه . بعد خوابِ حضرتِ ابالفضل رو دید . مفصّل توسّل می کرد . خوابِ حضرتِ ابالفضل رو دید ، گفت الحمدلله ، حضرتِ ابالفضل اومده می خواد بهم علم بده . گفت یلّا ببندیدِش به فلک ، پاش رو بگیرید بالا . گفت اِاِاِه ، حضرتِ ابالفضل ، من که اینهمه التماسِت کردم ! گفت یلّا یلّا ، پاش رو بگیرید بالا ، چوبش بزنم . حضرتِ ابالفضل تویِ خواب چوبم بزنه ، کارم تمامه . یعنی تویِ عالمِ معنا من رو زد . نابودِ طرف ، یعنی بد بخت می شه . شکلِش چوبه ، امّا واقعِش اینه که بیچاره شد . گفت التماس و فلان ، گفت دست نگه دارید . گفت من که دعا کردم که درسم خوب بشه ! گفت بشین درسِت رو بخون . بجایِ اینکه درس بخونه ، فقط توسّل می کنه . توسّل می کنیم با درس خوندن . کار می کنیم ، توسّل می کنیم . این اتاقِ جنگِ ما می شینند فکر می کنند بعد توسّل می کنند . یعنی ما در زمانِ جنگ وقتی حاج صادق می اومد ، می دونستیم فردا عملیّاته . حاج صادق علامتِ رمزِ عملیّات بود . هر وقت حاج صادق می اومد دعایِ کمیل می خوند ، می دونستیم که فردا عملیّاته . یکی دیگه هم وقتی که مرغ می دادند . دو تاش علامت بود . هر وقت شب بهمون مرغ می دادن ، فرداش ... یعنی پَر وارمون می کردند ، فردا می خواستیم بریم بجنگیم . هر وقت مرغ بود می فهمیدیم که فردا عملیّاته ، حاج صادق هم مثلِ مرغ بود . یعنی حاج صادق که می اومد ما می دونستیم که فردا عملیّاته . چرا ؟ معنویّت ، معنویّت . حالا اینها که می رفتند بجنگند ، اتاقِ جنگی نداشتند ؟ طرّاحی نداشتند ؟ نمی رفتند مثلاً ... شش ماه شناسایی می کردند . نه خواب داشتند نه خوراک . تویِ سرما ، تویِ کور ، تویِ پشه ها ، تویِ کوه هایِ کردستان می رفتند زجر می کشیدند ، اون وقت می گفتند یا زهرا . یعنی همین طور زنجیر می چرخوندند ، تمام که می شد ، برِش می گردوندند می گفتند یا زهرا ، نه . با زحمت ای کار ها رو می کردند . یعنی پیغمبر که جنگ می کرد ، توسّل می کرد . کاری داشت ؟ یا الله ، به دادم برس . نمی تونست پیغمبر این کار رو بکنه ؟ طرّاحی می کرد . امام حسین می نشست طرّاحی می کرد . خُب امام حسین توسّل می کرد ، خدایا من امامم ، من حجّت تو ام ، کمکم بکن . بشین همین جا ، پس چرا بجنگی ؟ جنّ ها بیان لشکرِ مقابل ، یزید رو بکشند . نمی کنه این کار رو . طرّاحی می کنه ، می جنگه ، توسّل می کنه . باید کار هایِ عاقلانه بکنیم ، بعد توسّل بکنیم . پس حالا اگر من دعاهام مستجاب نمی شه ، بریم بررسی کنیم ، ببینیم تویِ قسمتِ کارِ عاقلانه ها درست عمل کرده ام ؟ اون قسمت هایِ عاقلانه اش . اگر قسمت هایِ عاقلانه اش درست بود ، اون وقت دیگه می گیم هر چه خیرم بود ، دیگه من نمی دونم خیرم چیه . چرا خدا امام حسین رو کمک نکرد از جهتی که پیروز بشه ؟ اون وقت دیگه قسمت بوده . خدا می خواسته این طوری بشه . دیگه وظیفه هاش رو انجام داده دیگه . امّا من وظیفه هام رو انجام ندادم . پس ما اگر دیدیم دعاهامون مستجاب نمی شه ، دو کار باید بکنیم ؛ کار هایِ عاقلانه . فرض کن ما الان هیچی ، کافریم اصلاً ، چه کار باید می کردیم ؟ اون کار ها رو کردیم ؟ و دعا بکنیم . دعا به این اثر می ده . دعا به این کاره اثر می ده . امّا وقتی دعا نکنی ، کار هایِ عاقلانه می کنی ، اثر نداره . امّا نباید یه کاری بکنی دعا بهِش اثر بده ؟ چیزی نیست که بهِش اثر بده . باید این قسمت رو بریم مشورت کنیم . ببینیم کار هایِ عاقلانه تویِ عصبانیّت ، نسبتِ به درس ، نسبتِ به چیز هایِ دیگه ، درست انجام می دیم یا نه ؟ این کار رو بررسی می کنیم با دعا و توسّل . بعضی وقت ها دعا و توسّل به ما کمک می کنه ، فکر به ذهنمون میاد ، راهکار به ذهنمون میاد ، راهکار هایِ عاقلانه . توسّله ، راهکارهایِ عاقلانه به ذهنِ ما می اندازه . کار هایِ عاقلانه می کنه . پس توسّل بسیار مؤثّره ولی ما باید کار هایِ عاقلانه باید بکنیم . برایِ این قسمت برید مشورت بکنید ، صل الله علی محمد و آله الطاهرین
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.