چرا میدانیم گناه بد است ولی آن را ترک نمی کنیم؟

متن تفصیلی پرسش

چرا بعضی مواقع میدانیم گناه بد است، قبول هم میکنیم که بد است اما نمیتونیم کنارش بگذاریم؟

صوت پاسخ:
متن پاسخ چون ایمانمان ضعیف است. وقتی ایمان آدم ضعیف بود قدرت مقابله با گناه را ندارد، گناه زورش بیشتر می شود. پس راه اش این است که من ایمانم را بالا ببرم. علما و بزرگان مکرر گفته اند که راه افزایش ایمان مبارزه با گناه است. بنده با دستهایم این را نشان داده ام بار ها. من از پس یک گناه بر نمی آیم و نمی توانم آن را ترک کنم. آیا من کل گناه های عالم بر سرم میریزد؟ مثلا من الان می خواهم از بانک دزدی کنم؟! نه؛ اینگونه نیست. این یک گناه است اما سر شما نمی آید. کل گناه های عالم نمی ریزد سرم. یک گناه هایی مثل گناه گوش، چشم، شهوت، دروغ می گوید، زبانش حرف بدی میزند. یک حدی دارد. چند تا گناه بر سر آدم می ریزد. مثلا من با پنج تا گناه درگیرم. از پس یکی از گناه ها بر نمی آیم. اما از پس چهارتای دیگر که بر می آیم. مثلا میتوانی که غیبت نکنی. غیبت نکن! دروغ نگو! این گناه ها را که ترک کنی، ایمانت زیاد می شود و ایمانت که زیاد شد آن یکی را که نمیتوانستی ترک کنی را ترک می کنی. وقتی ایمانت زیاد شد این گناه را راحت، تا تصمیم بگیری، ترک میکنی. با خود آن گناه هم باید بجنگی. نمیشود که بگویی با اینها که میجنگم با آن گناه بزرگ نمی جنگم. یعنی در این مدت این همه گناه می خواهی انجام بدهی؟! نه؛ با خودش هم باید بجنگی. بجنگ، در رفت دوباره بجنگ! درگیری و درگیری و در آخر حل می شود. چقدر طول می کشد؟ بستگی دارد ایمانتان چقدر زیاد است. اگر زیاد بود زودتر تمام می شود و اگر کم بود دیتر تمام می شود. بعضی کارها هستند که اراده ها را ضعیف میکند. این کار ها را نکنید:
  1. حرف زدن زیاد: خیلی زیاد حرف می زند. حرفهای چرت و پرت، نه حرف های درست حسابی! اینها اراده ها را ضعیف می کند.
  2. آهنگ گوش دادن: کسی که آهنگ گوش بدهد اراده اش ضعیف است. کلا تصمیم نمی تواند بگیرد. بگو درس بخوان. اصلا اگر توانست درس بخواند! فلان ساعت می خواهد بیدار شود، اصلا نمی تواند! آنهایی که آهنگ زیاد گوش بدهند این گونه اند. خیلی ضعف اراده دارند. اصلا نمی توانند تصمیم بگیرند.
پدر و مادر و دوستان شهید صدرزاده می گفتند که یکی از خصوصیات عجیبی که داشت این بود که بچه که بود ما اصلا از او میترسیدیم! اگر می گفت یک کاری را می خواهم انجام بدهم حتما انجام می داد! خیلی اراده اش قوی بود. لذا وقتی می رفت کاری انجام بدهد ما می ترسیدیم برود بلایی سر خودش بیاورد! بچه مسجدی که بود کار خوب می کرد. این شهید آهنگ گوش می کرد؟! اگر آهنگ گوش می کرد یک سر سوزن نمی توانست تصمیم بگیرد!
  1. با آدم مأیوس ها گشتن: با آدم مأیوس ها نگردید. « من می دانم نمی شود!» اگر با این شخص گشتید تو را دیوانه می کند! اگر با این شخص گشتی تو را پنچر میکند! با این شخص نگرد!
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.