راه مبارزه با تنبلی چیست؟

متن تفصیلی پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم

راه مبارزه با تنبلی و این که انسان تنبلی نباشیم چیست؟

صوت پاسخ:
متن پاسخ خدمتِ شما عرض کنم که ، اوّلاً دعا کنید . از تنبلی ناراحت باشید . یه بار بگه نه ، من اینطوری ام . من مشکلم حجامته ، مشکلِ خون پیدا کرده ام . نمی گه تنبلم هااا ، جسمم مشکل داره . خُب دیگه چه مشکلی داری ؟ هوا مشکل داره . دیگه چه مشکلی داری ؟ غذاش چربه . همه چیز مشکل داره ، إلّا خودم . می بینی به خودش هیچ نقدی نمی زنه ؟ به خودش نقد نمی زنه . بهش می گن خودخواه . چرا نمی گی تنبلم ؟ چون اگر گفتم تنبلم ، باید با خودم درگیر بشم . نمی شه به خودم بگم تنبل ، بعد به خودم بگم احسنت . ناراحت می شم دیگه . اوّل ناراحت شو  ، از دستِ خودت ناراحت شو . احتمال بده یه مشکلی داری . اوّل اگر آدم احساس کرد تنبله ، درگیر می شه بدونِ یأس . خودخواه میره جهنّم ، مأیوس میره جهنّم . اگر فکر کردی خیلی خوبی ، خراب می شی . فکر کردی مشکل داری ، یأس گرفتت ، خراب می شی . باید بدونی مشکل داری ، یأس نگیرتت . همین . عبد یعنی بگه خدا من هیچی دستم نیست . عبدِ دیگه . لذا می دونه ضعف داره ، امّا دست به دعا می بره . أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ اَلشَّيْطٰانِ اَلرَّجِيمِ  رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ . این رو کی گفت ؟ حضرتِ موسی . وقتی که فرار کرد از مصر ، سرِ راه علف می خورد ! گرسنگی ! هیچی نداشته بخوره . رسیده اونجا ، دیده مردم دارن آب بر می دارن ، یه چند تا دختر هم هستند اونجا ، بعد نمی دونند چی کار بکنند . دختره داره چوپّانی می کنه ! بعد گفت چی شده ؟ گفته اینها هستند ، نامحرم اند ، به زبونِ ما ، صبر کردم خلوت بشه ، بعد ما بریم . بعد می ره گوسفنداشون رو آب می ده ، بعد می شینه زیرِ یه درختی ، میگه : رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ . تو بعضی از تفسیر ها می گن گفته ، نون می خوام ، گشنمه ، نون ندارم بخورم . تویِ بعضی از تفسیر ها اینجوری گفته . نون ندارم بخورم ، این کلاسِ پایینِ بحث . چیز هایِ دیگه هم فقیر می دونه نداره ، می دونه مشکلِ اخلاقی داره ، در این حال نا امید نیست ، از خدا کمک می خواد . رفت پیشِ حضرتِ شعیب ، استاد پیدا کرد ، مربّیش شد یه پیغمبر . شغل پیدا کرد ، زن پیدا کرد ، پیغمبر شد برگشت . رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ . استاد خدا بهش داد ، کار بهش داد ، زن بهش داد ، پیغمبرش کرد . ببین چه اتّفاقی افتاد . احساس بکنه مشکل داره . بعد دست به دعا برداره ، نه هِی توپ رو بندازه تویِ زمینِ دیگران . تقصیرِ اونه که هوا گرمه . تقصیرِ خونمه که غلیظه . تقصیرِ غذاست که چربه . تقصیرِ اون یکیه که درس رو اینطوری می ده . همه چی تقصیر کاره ، جز من . هیچ وقت مشکل حل نخواهد شد ، الی یوم القیامه . تا روزِ قیامت مشکل حل نمی شه . باید بگی من اشکال دارم ، مشکلمم شفّاف اینه ، با خودش هم درگیر بشه ، بدونِ یأس . قطعاً به یه جایی می رسه . قطعاً به یه جایی می رسه . یه کسی می شه این آدم . هر کسی به یک جایی رسیده ، اینجوریه . در خودش یه نقطه ی ضعف دیده ، یأس نگرفتتش ، شروع کرد به حرکت کردن . خود خواه ها به جایی نمی رسن ، چون غرور دارن کاری نمی کنند ، دست و پا نمی زنند . من که مشکلی ندارم ، تو مشکل داری ، من که مشکلی ندارم ، زرنگم . خودخواه ها دست و پا نمی زنند . مأیوس ها هم دست و پا نمی زنند . من وقتی بدونم ریاضیاتم خوبه دیگه ریاضیات نمی خونم ، خُب ریاضیاتم خوبه . خودخواهه . من اگر بدونم ریاضیاتم خوبه ، امّا من که خُلم ، در رو نمی فهمم ، این هم درس رو نمی خونه . اگر احساس بکنه ریاضیاتش ضعیفه ، و خسته نشه ، بره ریاضیات بخونه ، این خوب می شه . اینها رشد می کنند .
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.