درمان وابستگی به دوست چیست؟
متن تفصیلی پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم
راهِ درمانِ وابستگی ، مثلاً وابستگیِ احساسی به دوست چیست ؟
صوت پاسخ:
متن پاسخ
خدمتِ شما عرض کنم که یکم طبیعیه . آدم دوست داره یه کسی دوستِش داشته باشه . آدم دوست داره یه کسی دوستِش داشته باشه . یه کسی بهِش توجّه بکنه . لذا چهار ساعت جلویِ آیینه می ایسته ور می ره به مو هاش . چرا ؟ خُب اگر مو هام ژولیده بود ، بهم می گن نگاه کن ، نگاه کن . خُب لونه ی کلاغه . هه هه . بهم چیز می گه ، مسخره ام می کنه دیگه . بعد باهام رابطه برقرار نمی کنه . بهم توجّه نمی کنه . چرا موتورِش رو می پرونه ؟ می خواد بهِش توجّه کنند . لذا بد ترین عذاب برایِ کسایی که موتور می پرّونند اینه که نگاهِش نکنند . این خیلی عذابه . این خودش رو کُشت که ما نگاه کنیم ، ما نگاهِش نمی کنیم . هیچ ، کلّ خنثی شد . دقّت می فرمایید ؟ آدم دوست دارن که یه آدم هایی دوستِشون داشته باشن . هیچ عیبی هم نداره . ما دوست داریم که یه کسایی دوستمون داشته باشن . خودمون هم دوست داریم یه آدم هایی رو دوست داشته باشیم . خیلی طبیعیه این مطلب ، هیچ عیبی هم نداره . اشکال اینه که افراد در این مسئله به دلیلِ ناواردی ، چون معیار ها رو بلد نیستند ، با یه کسایی دوست می شن ، که نباید بشن . یعنی این علاقه رو یک جایی ابراز می کنه که اشتباست . اصلِش اشکالی نداره هااا ، موردی که انتخاب کرده اشتباه بوده . اینجا جاش نبود . این یکی جاش بود ، نه این یکی . اشتباه در تعیینِ مصداق ... نه تقوا نداره ، بلد نیست . اگر تقوا داشت می فهمید . می فهمید اینجا نباید این کار رو بکنه . اینجا باید این کار رو بکنه . دیدید پُشتِ این ماشین ها می نویسند ، رفیقِ بی کلک مادر ؟ یعنی رفیق ها بهِش کلک زدند ، مادرِش بهِش کلک نمی زنه . یعنی تویِ رفاقت کلاه سرِش گذاشتند ، رفته ضربه خورده ، پس رفیق ها به درد نمی خورن ، مادره که دل سوزه . اشتباه کرد ، اشتباه کرد . اگر درست انتخاب کرده بود این اتّفاق نمی اُفتاد . اشتبا انتخاب کرده بود . پس یکی خطا می کنه تویِ انتخاب . دو ، حالا رفت درست انتخاب کرد بر فرض . دیوونه اش می شه ! یه حدّی بگذار . معصوم که نبود که . این مقامِ معظّمِ رهبریه ؟ نه . این آدمِ معمولیه . یه آدمِ خوبِ معمولیه . تازه خوبه هااا ، نه بده . بده که خودش یه اشکالیه . وقتی که می ره باهاش رابطه برقرار می کنه ، حدِّش دستِش نیست ، همه ی اسرارِش رو می ره بهِش می گه . تو فکر نمی کنی یه روزی بعد باهات قهر کرد ، اون هم یه آدمِ معمولیه ، تمامِ اسرارِت رو می گذاره سرِ آنتنِ BBC ؟ احتمال نمی دی ؟ تو چرا رفتی سیر تا پیاز رو بهش گفتی ؟ امّا اگر او یه انسانِ با تقوایی بود آدم بیشتر می تونه بهِش بگه . امّا اگر یه آدمِ معمولی بود ، فردا باهات لج افتاد ، چه ضمانتی داره ، نره اسرارت رو فاش بکنه ؟ بلد نیست ، نمی دونه . اگر با تقوا بود ، می دونست . بدونِ اینکه بره روایت بخونه هااا . خودش فطرتاً می فهمید چه قدر باید بره جلو . چرا کم می ری ؟ خودِ کم رفتنِش هم بده . مثلاً فرض کن مادرش رو می خواد دوست داشته باشه ، می گه زیادیشه ، بسشه اینقدر که دوستِش دارم ، بیشتر از این نباید بره ! کسی همچین حرفی می زنه ؟ با تقوا اینطوری حرف نمی زنه . خُب آخه مادرم کافره ! مادرت کافر باشه ، اجازه نداری تویِ احسان باهاش کم بزاری . با تقوا این رو می فهمه . بی تقوا این رو نمی فهمه . تویِ مادر ... بعضی وقت ها تویِ کم گذاشتن اشکال داره . با مادرِش کم می گذاره ! می گه کافره ، خُب کافر باشه ، قرآن مگه قید زده ؟ پس اینکه من می خوام تویِ دوستی هام مثلاً چی کار بکنم ... اگر تقوا رو رعایت بکنیم ، معیار هایِ تقوا ... حالا بعد می گم معیار هایِ تقوا چیه . معیار رو رعایت بکنه ، اینطور لیز نمی خوره بعد بره وابسته بشه ، بعد صد تا مسئله ی اخلاقیِ دیگه هم اتّفاق می اٌفته . اون دیگه خودِش یه فاجعه ی بعدیه . بعد ضربه می خوره ، ضربه که خورد می گه کلاً رفیق شدن خوب نیست . کی گفته رفیق شدن خوب نیست ؟ تو اشتباه رفیق شدی . اوّل اشتباه رفیق شدی ، بر فرض هم که درست باشه ، تویِ حدودِش بلد نبوده چی کار باید بکنه . اصلاً غذا خوردن خوب نیست . خُب کی گفته اینقدر بخوری ؟ غذا خوردن خوبه . چرا اینقدر خوردی شکمت بتّرکه ؟ ما یه جوجه ای داشتیم ، بچّه که بودیم ، بعد این جوجه مون نمی دونم چِش شده بود ، یکی از سنسور هاش از کار اُفتاده بود ، هه هه ، بعد این همینطور می خورد ، 24 ساعت . یعنی اصلاً نمی فهمید هااا . یعنی من شب چراغ رو روشن می کردم ، نصفِ شب داشت می خورد همینطور . هه هه . صبح هم داشت می خورد . همینطور می خورد ، شکمِش ترکید . اینقدر خورد ، شکمِش ترکید . نمی فهمید سیر شده یا نشده . سنسور هاش از کار اُفتاده بودن ، نمی فهمید . خُب کی بهت می گفت اینقدر برو جلو بعد اینطور بلا سرت بیاد ؟ اصلِ دوستی مشکل نداشت . تو بد عمل کردی . حالا اگر اون از اوّل معیار ها رو بلد بود ... مثلاً در روایت داریم کسایی که نسبت به نمازشون سهل انگار اند ، می گن باهاشون دوست نشید ، معیار بهم می ده ، این ها معیار اند دیگه . من اصلاً دنبالِ معیار ها نیستم ، من دنبالِ اینم که مثلاً فرض کن این موتور داره یا نه . موتور کجا ؟ نماز کجا ؟ معیار هاش موتور اند ! تازه احتیاطاً اگر پرشی هم باشه بهتره . معیار هاش موتوره ! خُب حالا اگر پنچر شد چی کار می کنی ؟ هیچی ، تمامِ دوستی اش از بین رفت . تمامِ دوستیش پنچر می شه . اگر به خاطرِ قیافه رفتی باهاش دوست شدی ، واقعی دارم می گم هااا ، اگر برایِ قیافه رفتی ، اگر آتیش گرفت صورتِش چی کار می کنی ؟ احتمال نمی دی دوستت صورتش بسوزه ؟ اگر صورتِش سوخت دیگه به دردِ دوستی نمی خوره . این ها رو رویِ هوا نمی گم هااا . مورد دارم که دارم بهتون می گم . اگه برایِ قیافه باهاش دوست شدی ، سوخت ، عمل کرد ، صورتِش پاره شد ، یعنی صورتِش خورد به یک جایی ، صورتِش خراب شد ، خوبه ؟ اگر صورتِش خراب شد ، تمامِ دوستیِ من برایِ صورتِش بود ، دماغِش هم که پهن شده الان ، دیگه هیچّی به درد نمی خوره . می گه بد بخت شدم . بابا ما که با هم رفیقیم ، چرا بهم سر نمی زنی ؟ قیافه ات خراب شده ؟! چه قدر نامرد می شه ! ببین چه قدر زشته . این ها تویِ دلمون هست نمی فهمیم داریم چی کار می کنیم هااا . قرآن می گه با یه کسی ، روایت می گه با یه کسی دوست شو که وقتی نگاهِش می کنی یادِ خدا بیافتی . من وقتی نگاهِش می کنم شهوتم تحریک می شه ! خُب چرا با کسی که شهوتِت تحریک می شه ، دوست می شی ؟ قیافه اش تحریکِ شهوت می کنه . من یه دوستی داشتم ، خودش برایِ من تعریف می کرد . می گفت دو تا از روحانی ها اومده بودن برایِ گردان هایِ اهواز . دو تا از روحانی ها اومده بودن برایِ تبلیغ . گفت اومده بودن برایِ تبلیغ ، با همه روبوسی کردن . با من روبوسی نکردن ! اون یکی روحانی به این یکی رفیقِش گفت چرا با همه روبوسی کردی ، با این یکی روبوسی نکردی ؟ گفت دوستِ من هم محصّل بود ، الان روحانیه . اون یکی که روبوسی کرد گفت مگه نمی دونی اَمرَده ؟! اَمرَد یعنی ریش نداره ، ریش هاش هنوز در نیموده . گفت روایت داریم که جوانِ اَمرَد رو باید احتیاط کنیم . گفت مگه نمی دونی اَمرَده ، من باهاش روبوسی نمی کنم ؟! بچّه هایِ جبهه اند هااا ، بچّه هایِ جبهه اند هااا ! اومدن جبهه برایِ خدا ، این هم اومده تبلیغ ، حالا باید جذبِ نیرو بکنه دیگه . گرم باید بگیره با بچّه هایِ رزمنده . باهاش روبوسی نمی کنه ، می گه ریش نداره . محاسن صورت رو می پشونه . محاسن اند ، یعنی حُسنِش می دن ، بهِش نمی گن ریش . به پَرِ مرغ می گن ریش . از نظرِ عربی به فرسی که می گن ریش ، بهش می گن چی ؟ یعنی قشنگ کننده ، محاسن . گفت چون محاسن در نیاورده ، من باهاش روبوسی نمی کنم . ببین چه طور احتیاط می کنه . خیلی این ها نکاتِ مهمّی اند . پس ما تویِ دوستی ها یک معیار هایی داریم ، اگر یه کسی معیار ها رو رعایت بکنه ، دوست بشو ، صمیمی بشو ، چه اشکالی داره ؟ بچّه ها یه کسی تیر می خورد ، اون می رفت جونِش رو نجات بده ، اون یکی هم تیر می خورد . سه تا پُشتِ سرِ هم تیر خوردند . جون برایِ همدیگه می دادند . نمازِ شب ... یازده تا جوون تویِ دزفول رحمتِ خدا رفتن تویِ یه اردویی ، یازده ساله و چند ساله . با ماشین رفتند ، ماشین چپ کرد ، مقامِ معظّمِ رهبری براشون پیام داد . یکی شون مثلاً می گفتند یازده ساله بود ، می گفت این یه نخ می بست به شصتِ پاش ، از پشتِ بوم آویزونِش می کرد ، دوستِش بیاد نخ رو بکشه ، بیدارِش بکنه برایِ نمازِ شب ! یعنی بیاد دمِ درِ خونشون ! از خونشون بیاد تا دمِ درِ خونه ی اینها ، نخ رو بکشه ! این خوابش سنگین بود . ببین چه قدر جدّیه . حالا اگر ما خوابمون سنگین بود همچین کاری می کنیم ؟ نخ بگذاره پایین تویِ خیابون ، کسی هم تویِ خیابون نمی بینه که نخی آویزونه ، این دوستِش نخ رو بکشه ، به شصتِ پایِ این ، این پا بشه نمازِ شب بخونه ، نه نمازِ صبح بخونه ، یا نمازِش قضا بشه هااا . یه دوستی هایی این شکلی اند . یه دوستی هایی هم با هم ساندویچ می خورن ، می گن ، می گردند ، بیلیارد می رن ، فلان می کنند . چه قدر با هم فرق دارن ! روایت می گه به یادِ خدا بیافت ، من نگاهِش می کنم ، تحریکِ شهوتی می شم . نمی شه نگاهِش بکنی ، این به دردِ دوستی نمی خوره . به اندازه ی تقواش باهاش دوست بشو . روایته ، چه قدر دقّت می کنه تویِ گناه نکردن ؟ چه قدر تویِ نمازِش حسّاسه ؟ این به همون اندازه به دردِ دوستی می خوره . اینجا خیلی حرف زیاده ، ده شب می شه درباره اش حرف زد . حالا این اندازه برایِ امروز بود ، دیگه تموم شد . شما ایّامِ امتحانیتونه ، إن شاء الله خوب درس بخونید ، که ثابت بکنید بچّه هایِ مسجدی ، بچّه هایِ دانشمند هستند ، و برایِ اینکه درس هاتون هم خوب بشه ، از پدر و مادرتون بخواهید که براتون دعا کنند . رضایتِ اون ها ، دعایِ اون ها معجزه می کنه . صلّ علی محمّد و آله الطاهرین