برای ترک گناه از گناهان صغیره شروع کنیم یا گناهان کبیره؟
متن تفصیلی پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم
برای ترک گناه از گناهان صغیره شروع کنیم یا گناهان کبیره؟
صوت پاسخ:
متن پاسخ
نه ، یک بار من این رو قبلاً عرض کردم . شما ازم سؤال کردی ، چند وقت پیش . عرض کردم که ، انگشت هام رو اینجوری کردم . گفتم چند تا گناه رویِ سرم می ریزه ؟ گفتم من پنج تا گناه . همه ی گناه ها رویِ سرِ من نمی ریزه . درسته ؟ گفتم من پنج تا گناه رویِ سرِ من می ریزه . خُب چه کار بکنم ؟ من از پَسِ این بَر نمیام ، امّا از پَسِ اینها بر میام . اینها رو که ترک بکنم ، زورم زیاد می شه ، یعنی ایمانم زیاد می شه می تونم این رو ترک بکنم .
یکی از حضّار : گناه چیه ، یکم مثال بزنید که واضح بشه .
مثلاً من چشم هام رو نمی تونم کنترل بکنم ، کبیره است . این گناهِ کبیره است درسته ؟ من نمی تونم دروغ نگم ، من نمی تونم غیبت نکنم ، من مسخره ام می کنند ، عصبانی هم می شم . امّا دزد نیستم ، اصلاً مشکلِ دزدی ندارم . پس گناه دزدی نمیاد برای من . من نمی خوام برم دزدی بکنم ، نمی خوام برم اختلاس بکنم . این گناه برایِ من نیست ، ملاحظه می فرمایید ؟ پس همه ی گناه ها برایِ من نمیاد . من الان یه چند تا گناه دارم ، یکی دیگه یه چند تا گناهِ دیگه داره . پس من پنج تا گناه شد دیگه . خُب من چشمم رو نمی تونم کنترل بکنم ، امّا می تونم زبونم رو کنترل بکنم ، مثلاً . من می تونم عصبانیّتم رو کنترل بکنم . این چهار تا رو می گیرم ، این یکی رو نمی تونم دیگه ، این چهار تا رو می گیرم ، باهاش درگیر می شم ، وقتی درگیر شدم ، ترک می شه ، ترک که شد ، ایمانم زیاد می شه . ایمان که زیاد شد ، از پسِ این بر میام . خُب این زمان می بره خُب ، درسته ؟ این دو سه سال می بره ، درسته ؟ تا این دو سه سال بگذره من همه کاره شده ام . خُب نگاهِ به نامحرم کرده ام ، رفته ام تا تهِش دیگه . خُب تویِ این فاصله اجازه ندارم این رو مرتکب بشم . ولو اینکه زورش رو ندارم هااا ، نمی تونم ترک بکنم ، قدرت ندارم . خُب پس من اوّل این کار رو می کنم ، خُب این موند دیگه ، خُب تویِ این دو سه سال من چی کار می کنم ؟ با این هم درگیر می شم ، امّا شکست می خورم . درسته ؟ درگیر می شم ، از دستم در میره . دوباره درگیر می شم ، از دستم در میره . دوباره ، میرم و میام . کأنّه مُشت می زنه ، مُشت می زنم . مُشت می زنه ، مُشت می زنم ، درگیری دیگه . من در مُشتِ اوّلی که می زنه ، ناک اوتم ، می اُفتم زمین . می گه تا هشت شماره می شمارم ، اون هشتاد تا شماره می شماره ، من بلند نمی شم ، اُفتاده ام زمین . بلند که شدم ، من باید گناه نکنم . من نمی تونم نگاهِ به نامحرم بکنم ، حرامِ که مرتکب بشم . پس شروع می کنم ، دوباره خودم رو کنترل می کنم . یک روز ، دو روز ، یک هفته خودم رو کنترل می کنم ، در رفت . درسته ؟ دوباره می خورم زمین . توبه می کنم ، فوری . بارِ دوّم دیرتر گناه می کنم . لذا مثلِ اوّله نیست . زود تر توبه می کنم . خیلی مهمّ اند این کلمات هااا . بارِ اوّل زود به گناه می اُفتم . وقتی هم می خوام برگردم دیر پشیمون می شم . امّا بارِ دوّم من دیر تر به گناه می اُفتم . یکم فاصله می اُفته . زود هم می گم عجب غلطی کردم ، برمی گردم . دوباره درگیر می شم ، دوباره خودم رو کنترل می کنم ، دوباره در می ره . این دفعه به جایِ اینکه دو هفته طول بکشه ، یک هفته طول می کشه . هِی زورم زیاد می شه ، من قوی می شم ، شیطون ضعیف می شه . من قوی می شم ، شیطون ضعیف می شه . کِی تمام می شه ؟ نمی دونم ، حسن با حسین فرق می کنه . ممکنه شش ماهه تمام بشه ، ممکنه پنج سال طول بکشه . پس دو تا راه شد ؛ یک ، بقیّه رو ترک می کنم ایمانم زیاد می شه ، زورِ این رو پیدا می کنم . تویِ این فاصله هم نمی تونم این رو مرتکب بشم . با این درگیر می شم ، امّا شکست می خورم ، درگیر ، برو بیا ، برو بیا ، یواش یواش ترک می شه . پس حالا اگر من مُردم و هنوز با اینجا درگیر بودم ، من در حالِ جنگ مرده ام . خدایا من داشتم می جنگیدم که مُردم ، اینجا خدا می بخشه . لذا همون موضع یه آیه ای خوندیم . گفتیم : أَعُوذُ بِاللّٰهِ مِنَ اَلشَّيْطٰانِ اَلرَّجِيمِ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهٰاجِراً إِلَى اَللّٰهِ وَ رَسُولِهِ کسی که از خونه اش دربیاد ، بره به سمتِ خدا ، خدا کجاست ؟ پس بره سمتِ خدا ، یعنی بره توبه بکنه ، یعنی دیگه گناه نکنه . یعنی می خواد از خونه ی نفس بیاد بیرون ، بِشکنتِش ، بره سمتِ خدا و رسولِش . خدا که جا نداره ؟ یعنی می خواد خوب بشه . ثُمَّ يُدْرِكْهُ اَلْمَوْتُ نرسید ، مُرد ، خدا گفته : فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اَللّٰهِ ، خدا گفته گردنِ من . نگفته چی بهِش ثواب می دم هااا . گفته گردنِ من ، این دیگه با منه . می خواسته بیاد پیشم ، مُرد ، نتونست بیاد پیشم ، من می برمِش . یعنی سرِ راهِ خوب شدن مُرد ، نتونست خوبِ خوب بشه ، یعنی هنوز گناه داره ، امّا توبه می کنه هااا ، امّا در می ره ، مُرد ، خدا می گه می برمِش .