در کلاس با معلم و دانش آموزانی که شبهه یا سوالاتی دارند بحث کنیم یا باید اقدام دیگری انجام دهیم؟

متن تفصیلی پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی از دانش آموزان وقتی معلم یا دانش آموز شبهه ای به انقلاب یا اسلام وارد میکند سریع میخواهند به مدیر یا معاون اطلاع دهند. آیا باید خودمان با آنها بحث کنیم یا به مدیر و معاون اطلاع دهیم؟

صوت پاسخ:
متن پاسخ اگر خودتون بحث بکنید خیلی بهتره . فرض کن اصلاً فُحش داد سرِ کلاس . محکومه دیگه خُب دیگه ، کارِ بدی کرده ، همه هم قبول دارن فحش دادن کارِ بدیه . اگر مرحله ی اوّل شما رفتید گفتید ، اون میاد مظلوم نمایی می کنه . بله ، یه دهن بندی ، یه لجامی زدن به دهنمون گفتند حرف نباید بزنی . اجازه نمی دن کسی حرفِ سیاسی بزنه ، خفقانِ سیاسیِ ، فلان . می شه مظلوم نماییِ الکی ، الکی الکی خودش رو می کنه یه کسی ، سرِ هیچّی . شما بلند شو سرِ کلاس باهاش بحث بکن ، حرف هایِ منطقی بزن ، اون جلویِ تو را خواهد گرفت . بعد تو می گی نمی زارن من حرف بزنم . واضح شد چی گفتم ؟ شما بیا بلند شو حرف بزن سرِ کلاس ، اون جلوت رو می گیره . جلوت رو که گرفت ، تو می گی نمی زارید من حرف بزنم . خودت حرف می زنی ، حالا که می خوام جوابت رو بدم ، جلویِ دهنم رو می گیری ؟ برعکس می شه . فقط برو با مربّی هات صحبت بکن ، جواب هایِ منطقی رو پیدا بکن . من یه بار خدمتتون اینجا گفتم که من یک بار رفتم تویِ یه کلاسی . دعوتم کردن تویِ یه مدرسه ای ، مدرسه ی من نبود . بعد من اون موقع کلاسِ اوّلِ دبیرستان بودم ، اون کلاس کلاسِ دوّم بود فکر کنم . یه کلاس از من بالا تر بود . بعد رفتم تویِ اون کلاس گفتن یه معلّمیه ، همینطور چرت و پرت می گه . ما هم رفتیم سرِ کلاسشون شرکت کردیم ، بعد همینطوری اصلاً بی مقدّمه ، اصلاً بی ربط ... مثلاً طرف خار ماهی گیر کرد تویِ گلوش ، طرف گفت خارِ ماهی هم صد رحمت به خار هایِ ماهیه زمانِ شاه . هست همین جوری از یه بحثی بره تویِ یه بحثِ دیگه ، همینطوری الکی . رفت و همینطوری در علیه جمهوریِ اسلامی کردن ، همینجوری بی ربط . از یه چیز هایِ بی ربطی شروع کرد به صحبت کردن ، زمانِ امام ، حمله کرد به امام و ... بعد بچّه ها هم جرأت نمی کردند حرف بزنند ، من رو آورده بودند سرِ کلاس که مثلاً من بیام حرف بزنم . حالا اون ها کلاسشون از من بالا تر بود . بعد من بلند شدم اجازه گرفتم که صحبت بکنم . اون خیلی هم قیافه می گرفت . من که شروع کردم به صحبت کردن ، می لرزیدم . وقتی می خواستم حرف بزنم ، می لرزیدم و صحبت می کردم . فکّم تکون می خورد . امّا حرف هام رو زدم با همون حالتِ لرزش هااا . حرف هام رو بهش زدم ، اون جلویِ حرف هام رو گرفت ، از کلاس کردم بیرون . اصلاً مالِ اون کلاس نبودم هااا . از کلاس کردم بیرون ، بعد بچّه ها شیر شدن ، شروع کردن باهاش بحث و جرّ و بحث و فلان ، شکایت و شکایت کشی اخراجش کردند رفت . یه حرف ، بلند شدم حرف زدم . بعد اون من رو از کلاس کرد بیرون ، من رو که از کلاس کرد بیرون ، ما شدیم مظلوم ، اون شد ظالم . دقّت کردید ؟ اصل اینه که شما خودتون این کار رو بکنید . برید جوابِش رو پیدا بکن ، بهش جواب بده . نمی ذارتت حرف بزنی ؟ بهش بگو آقا شما یه چیزی مطرح کردید ، چرا اجازه نمی دید ما جواب بدیم ؟ این خیلی قشنگه دیگه . می خوایم حرف بزنیم . شما یه چیزی می گید ، نباید جوابش رو بگیم ؟ این ، همه می فهمن چی می گه ، همه فهمه ، همه پسنده . تویِ عالمِ دموکراسی ، معلومه یعنی چه . این به نظرِ من اصله . این کار رو باید بکنیم . بعد تویِ یه مواقعِ خاصّی ، مثلاً می بینید که میاد یه حرفی می زنه شما رو اجازه نمی ده حرف بزنید . بعدش هم داره حرف هایِ ضدِّ اخلاقی می زنه ، سیاسی می زنه ، مباحثِ فحشاء می گه ، فلان می گه . فحشاء هم که بحث استدلالی نیست دیگه . بچّه ها دارن خراب می شن . اجازه هم نمی ده که تو هم یه کاری بکنی . خُب می خوای ذُل ذُل تو هِی نگاهش بکنی ؟ خُب باید بری آقا داره این کار رو می کنه ، امّا نترس ، محکم بایست پایِ حرفت . بگو آقا داره حرفِ زشت می زنه ، عکسِ بد میاره ، داستانِ بد می گه ، فلان می کنه ، چی می کنه ، همینطور . او اگر نگذاشت شما حرف بزنی و شما سه چهار بار گفتی شما حرف می زنی چرا نمی گذاری من حرف بزنم ، فلان بکنم ، اون وقت برو بگو . اون وقت هم پایِ حرفت وایسا ، کارِ بدی که نکردی . حرف هایِ زشت زده ، نمی گذاره من جواب بدم . اگر کسی اومد گفت ها ، چرا رفتی خبرچینی کردی ؟ بگو می خواستم جوابِش رو بدم ، نمی گذاشت جوابِش رو بهِش بدم . وایسم هر کاری دلش می خواست بکنه ؟ دیگه قابلِ دفاعه . دیگه این کارت قابلِ دفاعه . امّا همون روزِ اوّل نباید این کار رو کرد .
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.