چگونه دشمن را بشناسیم؟
متن تفصیلی پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم
چگونه دشمن را بشناسیم؟
صوت پاسخ:
متن پاسخ
خدمتِ شما عرض بکنم که ، اونهایی که با نفسِشون مبارزه بکنند ، دشمن رو هم می شناسند . این یکی از راه هایِ دشمن شناسیه . لذا امام گفت آمریکا شیطانِ بزرگه . شیطون چی کار می کنه ؟ اگر یه کسی با نفسِش کار بکنه ، باهاش کار کرده باشه ، می فهمه نفس چی کار می کنه ، شیطون با آدم چی کار می کنه ، صاف می فهمه آمریکا همون کار رو می کنه . حتّی می تونی کار هاش رو پیش بینی بکنی . چون کار هایِ شیطون با خودش رو دیده . می فهمه شیطون چه طوری به خودش ورود می کنه . بعد تک و پاتک ، جنگه دیگه . لذا می تونه بفهمه آمریکا الان چی کار می خواد بکنه . چون شیطانِ بزرگه ، از همین سیستم استفاده می کنه ، بزرگتر . همون ، جهانی عمل می کنه . پس یه مقدار وقتی ما شیطون رو بشناسیم ، اون نحوه ی ... مثلاً فرض بفرما آیا شیطون نمیاد بینِ ما ایجادِ اختلاف بکنه ؟ چرا . آمریکا هم همین کار رو می کنه . پس اگر یه کسی ایجادِ اختلاف کرد ، دشمنه ، راحت . آیا شیطون نمیاد الان تحریک بکنه ، من از اون بهترم ؟ چرا . خُب آمریکا هم همین کار رو می کنه . اگر یه کسی اومد تووو ، گفت تو خیلی فرق داری با بقیّه ... یه قصّه ای می خوندم ، قصّه ی قشنگی بود . سه تا گاو بودند ، بعد یه شیری می خواست اینها رو بخوره . خیلی جالب بود . رفت پیشِ یکی از گاو ها ... سه تا رو که با هم نمی تونه ، با شاخ می زنند می کُشنِش . رفت به یکی از گاو ها گفت تو حیف نیستی ، این قدر خوشگلی ، رنگِت طلاییه ، تو با اینها ، اون سیاهه ، اون خال خالیه ، تو با اون ها چه طور ؟ تو از اون ها جدا شو . اون رو بردِش ، از اون ها جداش کرد ، بعد رفت یه گوشه ای ، بعد خوردش . یعنی از اینها قهرِش انداخت ، بعد خوردش . رفت سراغِ گاوِ بعدی . بعد به این گاوِ گفت ببین این گاوه قیافه می گیره ، نمی دونم چی ، باهاشون اختلاف انداخت ، این گاوه هم رفت ، اون هم رفت خوردِش . یکی موند تنها ، بعد این یکی رو هم می خواست بخوره ، بعد برایِ این هم یه فکری کرد . این نقشه اش رو فهمید . می خوام بگم اگر دیدید یه کسی داره با شما این کار رو می کنه ، نمی گید شیطونه ؟ همین کار رو می کن . افرادی میان تویِ جامعه ی ما ، میان این گروه رو محکوم می کنه ، این گروه رو به وسیله ی این گروه نابود می کنه . نابود که شد ، آمریکا میاد این گروه رو هم نابود می کنه . قشنگ اگر یه کسی با مباحثِ نفس ، مبارزه ی با نفس ، مبارزه ی با شیطون رو یاد بگیره ، بفهمه اون چه کار می کنه ، می تونه بفهمه کی شیطون هست ، کی شیطون نیست . لذا امام نگفت مستکبر است . گفت شیطان است . یک کلمه ای گفت که تمامِ موحّدینِ عالم بفهمند امام چی گفت . امام یه کلمه ای رو به کار برد ، مسیحی ها می فهمند ، زرتشتی ها می فهمند ، همه می فهمند امام چی گفت . گفت شیطانِ اکبر است . پس یکی از راه هایِ شناختِ دشمن ، نفس شناسیه . شما نفسِت رو بشناس ، مبارزه ی با نفسِت رو بشناس ، می تونی بفهمی این آدم یا خودِ شیطونه ، یا دست پرورده ی شیطونه . یعنی یا شیطونِ اِنسی یا جنّیه . شیطون اصلیه خُب جنّیه ، یه مُشت نوچه داره ، بعضی هاشون جنّ اند ، بعضی هاشون اِنس اند . لذا یارگیری می کنه ، از این قبیل . یکی دیگه از کار هایی که ما می تونیم انجام بدیم ، مطالعه است . یعنی اگر ما رفتیم تاریخِ گذشته ها رو خونیدم ، تاریخِ مثلاً انقلابِ فلان رو خوندیم . هیچ هم نه اصلاً دین سرمون می شه ، نه هیچ . میریم تاریخِ الجزایر رو می خونیم . شاید اینجا عرض کرده باشم ، تلویزیون یه برنامه ای داشت ، سابقاً هم عرض کردم ، برید این رو نگاهِش بکنید . برنامه ی دوران ، خیلی برنامه ی جالبی بود . حتماً برید نگاهِش کنید . یه استادِ دانشگاهی بود ، شاگرد هاش رو بهِش پروژه داده بود ، اینها درباره ی انقلاب هایِ جهان تحقیق کرده بودند . الجزایر ، چین ، ایران ، ژاپن ، هند ، فرانسه ، آمریکا ، درباره ی انقلاب ها و تمدّن ها تحقیق کرده بودند . دو سه تا ، دو سه تا می اومدند ، گزارشِ تحقیق هاشون رو می دادند . یکیش الجزایر بود ، می خوام یه مثال بزنم . فرض کنید الان ما یه کافریم ، می خوایم عبرت بگیریم ، دشمن شناسی بکنیم . یعنی الان پوتین مسلمونه ؟ شیعه است ؟ التماسِ دعاست ؟ نه . چه طور به آقا ارادت داره ؟ می فهمه دوست و دشمنِش رو الان ، ببینید ، اون خُب مذهبی نیست که ، اون خُب حزب اللهی نیست که . اگر باشه ، مسیحیه . تویِ برنامه ، من خودم برنامه اش رو دیده ام ، خیلی چیزِ عجیبی بود . انقلابِ الجزایر ، بعد نشون می ده انقلابِ فرانسه ... الجزایر مستعمره ی فرانسه است ، ما می ریم تحقیق می کنیم ، می فهمم فرانسه چی کار کرده اونجا ، از چه ابزاری استفاده کرد ، چی شد که الجزایر شکست خورد اونجا ؟ الجزایر یه انقلابِ اسلامی کرد هااا ، در مقابلِ فرانسه شکست خورد . چی شد ؟ نباید بریم ببینیم چی شد که شکست خورد ؟ اون اتّفاق هایی که برایِ الجزایر افتاد ، اون برایِ ما می شه عبرت ، من دشمن رو می شناسم . هر کسی از اون سیستم وارد شد ، دشمنِ منه . لازم نیست اتّفاقِ الجزایر برایِ من بیافته . من بدونِ اینکه الجزایر سرم بیاد ، بدونِ اینکه ژاپن سرم بیاد ... هند رو چه طوری گرفتن ؟ با موادّ و تریاک . چین ، با تریاک . چین رو با تریاک گرفتن . تریاک رو پخش کردند ، همه شون تریاکی شدند ، کشورشون رو گرفتند . اگر اومدند موادِّ مخدّر تویِ جوون هایِ ما پخش کردند ، این از بابِ لاف نیست . می خواد نیرویِ چابکِ جامعه رو از کار بندازه . همه شون می شن ، اشغری ، دماغ ها آویزون ، خُب معلومه ، کی به کیه اصلاً . خُب قطعاً میره به یه کسی رأی می ده که این چیز ها رو آزاد بکنه ، این موقعِ انتخاباتِ سیاسیشه . اصلاً این حال نداره بیاد سرِ صندوق ، خودِش اصلاً افتاده تویِ صندوق ، یعنی این اصلاً جون نداره راه بره . این کار رو تویِ چین و اینها انجام دادند . اگر من رفتم اینها رو دیدم ، عبرت می گیرم دیگه . بعد نشون داد یه موزه ای در فرانسه ، همین الان دایره ، مردم می رن دیدنِ موزه ، بعد این موزه مثلِ کتابخونه هست هااا ، پُره کتابه . قفسه هایِ پُر ، اگر اشتباه نکنم ، جُمجُمه ی 18 هزار رهبران و طوایفِ الجزایر . تویِ موزه کلّه هاشون رو بریده بودند ، یعنی همین کاری که داعش کرد ، فرانسه کرد ، با الجزایر کرد ، تلویزیون نشون داد هااا . یه موزه است ، همین طور طبقه طبقه طبقه ، همه اش کلّه اند . جُمجُمه ی 18 هزار رهبران طوایف و رهبرانِ نهضت رو جدا کرده بودند ، قفسه قفسه قفسه مثلِ عطّاری هست هااا ، قفسه هایِ شیشه ای ، بلوری . داخلِ این شیشه ها کلّه ها رو می دیدی ، اینها مالِ الجزایر بودند ، فرانسوی ها بیان ببینَنِش . موزه ، موزه ی دیدنی . فرانسه ای که ادّعایِ تمدّن و فرهنگ و پرستیژ می کنه ، موزه ی کلّه داره . کلّه هایِ کی ها ؟ مستعمره اش الجزایر . باورت می شه این آدم کرواتی ها ، ادکُلُن زده ها همچین کاری بکنند ؟ اینها این کار رو کردند . اون ادکُلُن زده ها اون کار رو کردند . دستکشِش مخملیه ، امّا زیرِ دستِش چُدنه . اصلاً حس نداره ، احساس نداره . امّا ظاهرِش نرمه ، می خنده ، امّا رباته ، حس نداره ، کلّه ها رو بریده ، داعشی ها نبودند ، فرانسوی ها این کار رو کردند . اگر من رفتم نسبتِ به این انقلاب ها تحقیق کردم ، نمی فهمم دشمن کیه ، دوست کیه ؟ می فهمم دیگه . اگر این دستم اومد ، دیگه فهمیدم اینها دشمن اند ، دیگه راحت می شم دیگه . فرض کن هیچّی هم سرم نمی شه . مثال : مثلاً تویِ بحثِ انرژیِ هسته ای بود که بحث بود که انرژیِ هسته ای رو بدیمِش یا ندیمِش و این حرف ها ، یکی از کسایی که تویِ تلویزیون باهاش مصاحبه می کردند ، مسئولِ هسته ای زمانِ شاه بود ، که تویِ خارجه الان . رفتند باهاش مصاحبه می کردند ، کأنّه بچّه حزب اللهیِ ، بچّه مسجدی رو دارن باهاش مصاحبه می کنند . تمامِ حرف هایِ بچّه حزب اللهی ها رو داشت می زد . می گفت این کار رو نکنید ، بعد این می شه ، بعد اون طور می شه ... تمامِ حرف هایی بود که امثالِ آقایِ جلیلی اینا می زدند ، همه اش رو اون داشت می گفت . اون خُب طرفدارِ شاهه ، الان تویِ خارجه ، کرواتیه ، دستمالِ یقّه داشت ، اصلاً یه باغِ دیگه بود . عینِ این حرف ها رو می زد . دشمنی می کنه ... یعنی از بابِ ملّی گرایی ها ، از بابِ ملّی گرایی ... چه طور این رو می فهمه ؟ دین و ایمونی ندارن که اینها . پس اگر یه کسی رفت مثلِ یه آدمِ لاییک ، رفت انقلاب ها رو بررسی کرد ، امّا یه آدمِ اسیری نباشه ، آزاد باشه ، اُپن ، آزاد ، خُب می فهمه الجزایر رو چی کار کردند ، فرانسه رو چی کار کردند ، ترکیه رو چی کار کردند ، عثمانی رو چی کار کردند . خُب می فهمه اینها رو ، خُل که نیست که . می فهمه چی بده ، چی خوبه . هیچ کس هم نمی خواد بفهمه . می ره زمانِ رضاشاه رو می خونه ، می فهمه رضاشاه چی کار کرد . مشروطه رو می خونه می فهمه چه طور شد . چه طور یه انقلابی نابود شد ؟ چه طور رهبرِ یه انقلابی رو اعدام کردند ؟ چی شد که مردم گول خوردند ؟ لذا آقا یه بار رفته بودند مشهد ، در حوزه ی علمیّه ی نوّاب تویِ مشهد یه سخنرانی داشتند ، نمی دونم اون موقع زمانِ ریاست جمهوری شون بوده یا رهبری ، فکر کنم رهبریشون بوده . گفتم به نظرِ من از ضرورت هایِ جدّیِ طلّاب اینه که نهضتِ مشروطه رو برن بخونند . چرا بخونند ؟ بدونند روشنفکر هایِ غرب زده چی کار می کنند . چه طور شعار هایِ قشنگ دادند ، همه چی برعکس شد . با شعار هایِ قشنگ مردم جذبِشون شدند ، علماء رو وِل کردند ، بینِ علماء اختلاف ایجاد کردند ، این اعدام شد ، اون ها هم کشته شدند ، حکومت دستِ رضاشاه افتاد . نه مشروطه ای نه چیزی ، دیکتاتوری . این هم یه راهشه . راهِ دیگه اش ، چنگ می زنند به دامنِ ولیِّ فقیه ، هر چی گفت دشمن ، دشمن ، تمام . اگر گفت این دشمن ، دشمن ، فرض کنید هیچ چیزی هم بلد نیستم . نجات پیدا می کنم . خُب من باید چی کارِش بکنم ؟ باید رابطه ی این جوون رو با رهبرِش قطع بکنند . هر چی بگن این دشمنه ، اینها گوش نمی کنه ، دیگه این حرف اثر نداره . خُب برو تحقیقات بکن ، اهلِ مطالعه نیست . مشغولِش می کنند با فیلم . مطالعه چیه اصلاً ؟ یه آمار گرفته بودن قدیم ، نه الان . گرفته بودن آمارِ سطحِ مطالعه در ایران ، در سال اگر اشتباه نکنم یک دقیقه است . نه درس هاش رو هااا ، نه اینکه ریاضی بخونه . مطالعاتِ بیدارگرایانه که بره تفکّر بکنه یک دقیقه است ! این آمار دستِ دشمن هم می رسه . من اون موقع تدریسِش می کردم اون موقع ، یه کلاسی داشتم اینجا ، این آمار رو گفتم اینجا . گفتم می دونید معنایِ این آمار یعنی چی ؟ یعنی دشمن می دونه این مخاطب کتاب نمی خونه . وقتی می فهمه که کتاب نمی خونه ، پس می شه گولِش زد . می شه گولِش زد چون کتاب نمی خونه ، نمی دونه کی بده ، کی خوبه . الان اگر شما کتاب بخونی به اندازه ی یه تاریخ ، اطلاعات داری . همین الان دویست سالتونه ، همین الان هزار سالتونه . وقتی شما تاریخِ بنی العبّاس رو می خونی ، چند سال حکومت کردند ؟ پنصد سال ، شما الان پنصد سالتونه . به اندازه ی پنصد سال تجربه داری . کتاب نمی خونه ، نمی دونه کی بده ، کی خوبه . دو نفر میان جلوش شعار می دن ، گول می خوره . حرف هایِ خوشگل خوشگل می زنه ، گول می خوره . امّ اگر یه کسی عقبه ها رو بدونه ، ولو اینکه این قشنگ حرف می زنه ، می گه دستکشش مخملیه . از کجا می دونی ؟ علمِ غیب داری رهبر ؟ تاریخ رو می دونه ، دیده با بقیّه چی کار کردند ، دیده از همین شیوه ها استفاده کردند . لذا اگر ما کتاب خوندیم ، می فهمیم ، کتاب نخوندیم ، خراب می شیم . با رهبر ارتباط داشتیم ، هر چی گفت گوش می کنیم ، بعداً می فهمم ، الان نمی فهمم . و همینطور کسی که با نفسِش درگیر باشه می فهمه که این حرف ها شیطونیه ، داره گولم می زنه رفاه می خواد بیاره . می گه بیا بریم خارج ، من بهِت همه چیز می دم ، وِل کن . الان آقایِ سلیمانی رو که آزاد کردند ، یادتونه چی گفت تویِ مصاحبه اش ؟ گُفت اگر می خوای اینجا بمونی ما بهت اجازه می دیم ، همه جور امکاناتی هم بهت می دیم ، امّا دورِ ایران رو باید خط بکشی . همه ی امکانات ... اگر یه کسی با نفسِش مبارزه بکنه ، نمی فهمه این حرف ها شیطونی اند ؟ من هر چی دلِت می خواد بهِت می دم ، اون کار ها رو دیگه نکن ، دنبالِ پیغمبر نرو . می فهمه آدم . چرا شهید چمران تمامِ رفاهیّات ، آزمایشگاه ، همه رو تویِ آمریکا وِل کرد ؟ کسی که با نفسِش مبارزه بکنه ، این چیز ها رو می فهمه . امّا اگر یه کسی هوا پرسته ، برایِ کیف میره خارج ، ایران رو وِل می کنه . تویِ تلویزیون چند روز پیش برایِ همین مباحثِ اخیر یه آقایی رو باهاش مصاحبه کردند ، استادِ دانشگاهی بود . گفت بی بی سی ما رو لبنان جمع کرد ، دو تا میزِ گرد گذاشت ، یکیش انگلیسی بود ، یکیش عربی . برداشت کردم که ایشون تویِ میزِ گردِ عربی شرکت کرده بود . بعد می گفت اینها همه کارمند بودند ، بعضی هاشون به انگلیسی مسلّط بودند ، مالِ کشور هایِ مختلف . بعد رادیو بی بی سی ، به زبونِ انگلیسی برایِ اون ها صحبت می کرد . عربی ها هم به زبونِ عربی صحبت می کردند ، اینها هم از کشور هایِ عربیِ مختلف بودند . اینهایی که اونجا بودند ، مثلاً خودشون یمنی بودند ، مصری بودند ، لبنانی بودند ، فلان جا بودند ، از کشور هایِ مختلف در رادیو بی بی سی برنامه اجرا می کردند . کارمند هم بودند ، کاری نداشتند . گفت اونها برایِ ما می گفتند ... خیلی جمله ی عجیبی گفت هاا . اونها دارن می گن خیلی چیزِ عجیبیه ، تمامِ این هایی که از کشور هایِ مختلف اومدند همه شون که تویِ بی بی سی صحبت می کنند ، کشورِ خودشون رو بهترین کشور توضیح می دن ، خیلی کشورِ خوبیه . کشور هایِ عربی که میان اونجا خیلی کشورشون رو خوب توضیح می دن ، خیلی کویت عالیه ، مصر خیلی عالیه ، اینطوری . گفت اونها به من می گفتند هااا ، اون استادِ دانشگاهه . می گفت به جز اون بی بی سیِ فارسی زبان . گفت اینها ایرانی اند هااا ، نه اینکه رفتند زبانکده ایرانی یاد گرفته اند هااا ، ایرانی اند ، ازشون استفاده می کنند تویِ بی بی سیِ فارسی زبانشون . می گفت اینها بر علیهِ جمهوریِ اسلامیشون حرف می زنند . هر چیزی که تویِ جمهوریِ اسلامی هست ، می گه نه ، حتماً این یه اشکالی داره . گفت اونها می گفتن خیلی چیزِ عجیبیه . عجیبِش می دونی کجاست ؟ این ها فراریِ از حکومتِ اسلامی اند ، رفته اند اونجا . بعد لذا با حکومتِ اسلامی جور نیستند ، هِی بدی اش رو می گن . اونها چی ؟ اونها تمامِ کشور هایِ خلیجِ شیخ نشین هایِ وابسته ی به آمریکا رو تأیید می کنند ، کویت رو تأیید می کنند ، مصر رو تأیید می کنند ، یمنِ سابق رو تأیید می کنند . فقط این فارسی زبانِ بی بی سی بر علیهِ جمهوریِ اسلامی حرف می زد . خودِ کارمندِ می گفت ، اصلاً تویِ این باغ ها هم نبودن هااا . گفت خیلی عجیبه ، اینها که از کشور هایِ دیگه اومدن ، خیلی کشورِ خودشون رو می برن بالا ، فارسی زبون هایِ تویِ بی بی سی همه اش بر علیهِ جمهوریِ اسلامی حرف می زنند ، چرا اینجوریه ؟ مالِ خودِ کشورِ ایرانه ، ولی اینجوری حرف می زنند . خُب بگو مالِ رژیمِ پهلوی اند ، بگو سازمانِ مجاهدینِ خلق اند . اگر یه کسی با نفس مبارزه بکنه ، این ها رو زود می فهمه . امّا اگر کسی با نفس مبارزه نکنه ، نمی فهمه که این حرف شیطونیه . خُب پس لذا سه تا گفتیم ؛ با نفس شیطون رو می شناسه آدم ، دو ؛ کتاب بخونه ، تاریخ ها رو بخونه ، ببینید آمریکا چی کار کرد ، آمریکا با سیاه پوست ها چی کار کرد ، با سرخ پوست ها چی کار کرد . ما حکومتمون رویِ خون سواره ، اونها هم حکومتشون رویِ خون سواره ، خیلی با هم فرق می کنند . اون خونِ این مردم رو ریخت ، حکومتِش رو سوار کرد . این ، این مردم برایِ تشکیلِ این حکومت خون ریختند . خیلی فرق دارند . حکومت ما رویِ خون سواره ، اونها هم حکومتشون رویِ خون سواره ، خونِ سیاه پوست ها و سرخ پوست هایی که کُشتند ، تا خونه هاشون رو بگیرند . اینها مردمی که شهید شدند تا این حکومت برقرار بمونه . چه قدر باهم دیگه فرق داره . تاریخ ها رو که بخونیم ، اینها رو می فهمیم . سه ؛ چنگ بزنیم به دامنِ آقا . آقا چی گفت ؟ کلمه اش چی بود ؟ جمله اش چی بود ؟ حسّاس . لذا افرادی که با امام بیعت کردند یه بیعتِ رو راست ، اینها تویِ جنگ تا آخرِ شهادت رفتند . یعنی واقعاً امام رو دوست داشتند . تا آخرِش ایستادند . این افرادی که با امام با رهبری بیعتِ صادقانه بستند ، تا آخر ایستادند . ببینید این سردار حاجی زاده ، به نظرِ من صد بار شهید شد ، برایِ اینکه سپاه ضربه نخوره ، برایِ اینکه نظام ضربه نخوره ، گفت همه اش تقصیرِ ماست . خُب من ده تا مقصّر تویِ صحبت هام توضیح دادم دیگه . من لا به لایِ صحبت هام ده تا مقصّر توضیح دادم الان . گفت همه اش تقصیرِ ماست ، جمعِش کن . چون باید به دولت گیر بده ، به دولت که گیر بده ، با اونها درگیر می شه ، بعد دعوا می شه ، اونها هم از خدا خواسته می گن ما استعفاء می دیم ، دیگه نمی تونیم تویِ این مملکت کار کنیم . اینجوری ، نقشه اینجوریِ از قبل تعیین شده است . اینها زود جمعِش می کنند ، مثلِ بنزین . حتماً باید چنگ به دامنِ رهبر بزنیم . اون وقت شما می شین سرباز هایِ رهبر ، در هرکجا که هستید . إن شاء الله ما ها بتونیم همه مون خوب سربازی بکنیم ، لازم نباشه رهبرِ ما بیاد وسطِ میدون ، بگه یا صاحب الزمان من یک تنِ ناقص دارم ، یه جوونی دارم ، یه آبرویی دارم تو بهم دادی ... این یعنی بیاد وسطِ میدون . حاجی زاده ها میان وسطِ میدون ، سردار سلیمانی ها میان ، که آقا نیاد وسطِ میدون . إن شاء الله بتونیم برای آقا سربازی بکنیم بر محمّد و آلِ محمّد صلوات .