چگونه بچه های مدرسه را عضو بسیج کنیم؟
متن تفصیلی پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم
چگونه بچه های مدرسه را عضو بسیج کنیم؟
صوت پاسخ:
متن پاسخ
باید شما ها جذّاب باشید . اگر شما ها جذّاب نباشید ، هیچ کسی عضوِ بسیج نمی شه . آدم هایِ مُفَنگو جذّاب اند ؟ نه ، دماغِشون آویزونه ، درسِش ضعیفه ، بی تربیت ، شلخته ، جذب نمی شه کسی . خُب من می خوام شیک بکنم . شیکّی مشکل رو حل نمی کنه . تمیز بودن ، درسِ خوب ، مؤدّب . اینها خیلی جذّاب بود . اگر شما حالاتِ ترین نداشته باشید ، افراد نمیان تویِ بسیج . ترین یعنی چه ؟ خوش برخورد ترین ، درس خون ترین ، خوش بیان ترین ، خوش خط ترین ، همین طوری ، این ترین ها . حالا من صدِش رو ندارم ، شصت ، هفتاد . این هیچّی اش رو نداره ، خُب جذب نمی شن . من عرض کردم ، تویِ سیستمِ خودمون ، تجربی اینطوری بود . عرض کردم اون موقع تویِ زمانِ ما بسیج نبود ، انجمن بود . می گفتنن بچّه تنبل ها میرن تویِ انجمن . ما گفتیم ما باید این رو بشکَنیمِش . باید این فرمول رو بِشکَنیمِش . هر چی شاگردِ اوّلِ اهواز و استانِ خوزستان بود رو جمعِش کردیم . هر یعنی خیلی ، نه اینکه همه شون رو هااا . کلاسِ دوّم دبیرستانی ها اون موقع کی اوّل بود تویِ تجربی ؟ می آوردیمِش . کی دوّم بود ؟ می آوردیمِش . کی تویِ استان اوّل بود ؟ می رفتیم جذبِش می کردیم ، همینطوری . چه طور ؟ خودِ بچّه هامون جذّاب بودند . بچّه درس خون بودند ، مؤدّب بودند ، اهلِ مطالعه بودند ، اهلِ بحث بودند ، جذّاب می شدند می اومدند . یک مقدار به رفتار هایِ خودتونه ... امّا اگر دیدند نه ، شما هم مثلِ خودشونید ، شما هم مثلِ خودشون می خندید ، شما مثلِ خودشون شوخی می کنید ، قیافه ات رو مثلِ خودش می کنی . او نمیاد سمتِ شما ، او می دونه که می تونه شما رو جذبِت کنه . ما یه کسی بود تویِ دبیرستانمون ، من می خواستم جذب کنم ، اون هم می خواست جذب بکنه . من چی کار می کردم ؟ من درسم خوب بود ، اون هم درسِش خوب بود ، رشته مون هم ریاضی بود . بعد خدمتِ شما عرض بکنم که او شوخی می کرد ، شوخی هایِ ناجوری می کرد ، من هم شوخی می کردم . هِی شوخی اش رو می بُرد بالا تر ، من هم می بُردم بالاتر . دیدم اِاِاِه ، حدِّ یقف نداره . می رفت رویِ صندلی ها راه می رفت ، می دوید . هست بچّه ها میرن رویِ صندلی ها ، می رفت رویِ صندلی ها . گفتم من رویِ صندلی ها برم ؟ من این کار رو نمی کنم . یقه اش رو باز می گذاشت . بچّه مذهبی بود هااا ، نه لا مذهب بود هااا ، بچّه مذهبی بود ، یقه اش رو باز می گذاشت . من هم باید یقه ام رو باز می گذاشتم ؟ باز نمی گذاشتم . او رفت ، من دیگه نرفتم . من گفتم دیگه از این کار ها نمی کنم . ما اون طوری نمی خوایم جذب کنیم . بعد ما درسِمون رو می خونیدم ، شکیل بودیم ، هم قیافه مون ، هم رفتارمون ، هم صحبت کردنمون ، بحث کردنمون با معلّم ، با فلان ، اینها می اومدند سمتِ ما . اگر دیدند شما هم شبیهِ اونها هستی ، هیچ وقت سمتِ شما جذب نمی شن . می بینند شما ارزش ندارید . حزب اللهِ لبنان چون می ره جلویِ اسرائیل می ایسته ، جذّابه . جمهوریِ اسلامی چون جلویِ آمریکا می ایسته ، جذّابه . اگر جمهوریِ اسلامی مثلِ دولتِ موجود بود ، هیچ جذّابیتی نداره . وقتی جذّابه ، ولو اینکه سردار سلیمانی رو می کُشند ، امّا سردار سلیمانی برایِ خودشون هم جذّابه . نگاه کن ، آدمِ استقامت دار ، جذّابه . من مو هام مثلشونه . طرزِ حرف زدنم مثلِشونه . قیافه و ژیگولی و رفتاری که پیدا می کنم مثلشونه . او برایِ چی به من جذب بشه ؟ او می گه مثلِ خودمی . برایِ چی بیاد پیشِ من ؟ هیچ وقت نمیاد تویِ تشکیلاتِ شما . لذا عراقی ها وقتی قبلِش فیگورِ آمریکایی ها رو می گرفتند ، نمی تونستند با آمریکایی ها بجنگند . الان فیگورِ حزب اللهِ لبنان رو می گیرن . دیدید حشد الشعبی چه شکلیه ؟ شکلِ حزب الله لبنانه . الان می تونند با آمریکا بجنگند . قبل از حشد الشعبی وقتی شما می رفتی تویِ عراق ، این هایی که سیطره ها رو داشتند عینِ سیستم هایِ آمریکایی ها بودند . آمریکایی ها چه طور لباس می پوشن ؟ همونطوری لباس می پوشن . اون ها نمی تونستند با آمریکا کاری بکنند . وقتی اون ها من رو جذب کردند ، چه طور می خوان به شما جذب بشن ؟ شما جذب شدی ، یکی خودت رو بگیره . معلومه که نمیاد تویِ بسیج . لذا خودش مشکل داره . پس من بیام رویِ خودم کار بکنم ، همون کاری که بینِ الطلوعین باید می کردم . باید رویِ خودم کار می کردم . این خودش رفتارِش مشکل داره . نیّری نیست . احمد علی نیّری رو بخونید عارفانه رو ، ببینید چه قدر بچّه ی جذّابی بوده ، فضول ، فضول ، فوتبالی . بسیار جذّاب بوده ، بسیار جذّاب بوده . نگفتیمتون اینطوری باش . جذّاب نیست ، خودِش رفتار هاش جذّاب نیست . هیچ وقت سمتتون نمیاد . باید رویِ خودم کار کنم ، این کارِ بین الطلوعینه ، بعد قضا می شه هااا ، الان وقتشه هااا ، بعد دیگه قضاست هااا ، زمانِش محدوده ، اگر خورشید دراومد من دیگه به درد نمی خورم ، من به درد بخور نیستم ، من در زمانِ خودش کارِ خودم رو نکردم . اون موقعی که امام حسین من رو کمک می خواست ، من کمکش نکردم ، بعد دیگه باید برم بمیرم . الان یه وظیفه هایی دارم ، تا قبل از امامِ زمان بیاد وظیفه دارم . یکّیش همینه . فاعینونی بورعٍ و اجتهاد . کمکم بکنید با ورع و تلاش . این وظیفه ی من تویِ زمانِ بین الطلوعینه . اون وقت آدم ها جذب هم می شن .