آیا کسانی که از مسجد میروند، می توانند خود را حفظ کنند؟

متن تفصیلی پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم

کسانی که از مسجد جدا میشوند، میتوانند با مراقبت و مواظبت از خود جلوی خراب شدن خود را بگیرند؟

صوت پاسخ:
متن پاسخ خدمتِ شما عرض بکنم که ، امام فرمود مساجد سنگر اند . آدم از سنگر که میره بیرون ، تیر می خوره . خیلی خوب چه اشکالی داره ، مسجد نمی خواد بیاد ، امّا آدمِ خوبی می خواد بشه ، عیبی داره ؟ مسجد نیاد ، امّا آدمِ خوبی باشه . عقلی حرفِ درستیه ، امّا واقعیّت نداره . از مسجد میاد بیرون ، یه تیر می خوره تویِ چشمش ، چشم چرون می شه . از مسجد میاد بیرون میگه شما خیلی خُشکید ، میره با همه می گرده . مسجد نیومدی ، چرا افکارت رو داری عوض می کنی ؟ چرا دوستات دارن عوض می شن ؟ یه ذرّه یه ذرّه خراب می شه . عقلم می گه چه اشکالی داره من مسجد نیام امّا مسجد نیام . درسته ، همینطوره ، امّا عملاً اینطوری نمی شه . جایی نیست که بهِش پناه ببره . من که هنوز انسانِ کامل نیستم ، من ضعیفم ، ژله ام ، زود تأثیر می گیرم . از مسجد ، از پناهگاه میاد بیرون ، تیر می خوره تویِ گوشش ، تیر می خوره تویِ چشمش ، دوستی هاش خراب می شن ، افکارِش خراب می شه ، به خوب ها سوءِ ظنّ پیدا می کنه ، به بد ها حسنِ ظنّ پیدا می کنه ، منحرف می شه . عملاً این اتفاق می افته ، عملاً این اتفاق می افته . این رو سابقاً یکی از جلسات عرض کردم . فکر کنم تویِ جلساتِ اوّل عرض کردم . حضرتِ مرحوم آیت الله گلپایگانی که بر جسدِ مرحومِ امام نماز رو خوند ، ایشون تویِ مباحثِ احکامی خیلی سخت گیر بود . مثلاً اون هایی که مقلّدِ ایشون بودند حتّی مارشِ آهنگِ اخبار رو هم گوش نمی کردند . اون ها این رو حرام می دونستند . اون هایی که مقلّدِ آیت الله گلپایگانی بودند این آرمِ اخبار که یک دریم دریمی داره اوّلِش ، این برشون حرام بود ، دیگه چه برسه به سنّتی و مُنّتی و اینها ، دیگه بقیه اش رو وِل کن . همین تیکّه رو دارم می گم هااا ، آرمِ اخبار . خیلی سخت می گرفت . ایشون تویِ یکی از استفتائات ، فکر کنم تویِ روزنامه ی کیهان دیدم ، قبلاً این رو عرض کردم . یه کسی می گه که بابایِ من می گه که مسجد نباید بری . بعد می گه مسجد رفتن مستحبّه ، اطاعتِ پدر و مادر واجبه ، پس مسجد نباید بری . دو دو تا چهار تاست دیگه . مسجد مستحبّه ، اطاعتِ پدر واجبه ، پس مسجد نباید بری . بعد اون اینطور نوشته بود ، گفته بود من وقتی مسجد نمی رم ، می بینم ... ببیند آدمِ با وجدان ... می بینم یکی یکی افکارم داره خراب می شه ، می بینم نمی تونم خودم رو نگه دارم ، می بینم با یک ماه دو ماه قبل عوض شده ام . آقایِ گلپایگانی می فرماید با فرضِ سوال اطاعتِ پدر بر شما واجب نیست . با فرضِ سوال ، یعنی وقتی نمی رم می بینم داره خراب می شه . پدرِ من می گه اطاعتِ من واجبه ، مسجد مستحبّه ، اگر ببینی داری خراب می شی و رابطه ات رو با مسجد قطع کردی ، نه اینکه مثلاً یه شب کار دارم نیومدم نه ، کُلّاً رابطه اش رو قطع بکنه ، این منظورِ بحثه هااا . این واجبشه اون وقت که بیاد . نمی تونه نیاد ، خراب می شه . تویِ جمعِ خوب ها ... فرق نمی کنه من بیام مسجد با برم بیلیارد ؟ هیچ فرقی نمی کنه ؟ بینِ بیلیارد و مسجد هیچ فرقی نداره ؟ مثلِ هم اند ؟ خیلی فرق می کنند ، دو تا فضاست اصلاً ، فرض کن هیچّی هم نباشه ، همینطور شما برو تویِ جوِّ بیلیارد و بیا بیرون ، غیر از دودِ سیگار و از این حرف ها ، همینطوری برو و بیا ، یه نیم ساعت بشین همونجا ، بشین ببین چی می گن ، یه شب برو اونجا ، یه شب برو مسجد ، خیلی فرق می کنه ، لذا فضا عوض می شه . نوعِ آدم ها ، مُدل ها ، حرف ها ، نوعِ شوخی ها ، خیلی فرق می کنند . لذا آدم هایی که از مسجد جدا می شن ، عقلاً حرفِ اشکال داری نیست ، عقلاً آیا اشکالی داره من مسجد نیام خوب باشم ؟ نه هیچ اشکالی نداره ، امّا عملاً این طور نمی شه . جوِّ غالب ، از بس حجمه هست ، ما تویِ جنگیم الان ، ما تویِ جنگِ رسانه ای هستیم ، ما تویِ جنگِ فرهنگی هستیم . شما بایستی اینطور ولِت نمی کنه ، تو پارک کردی ، اون بهِت می زنه . تو کاری نداری ، اون بهِت می زنه . تو فضایِ رسانه ای تو گوش نمی کنی ، اون یکی اون وریت که گوش می کنه ، اون هم کلاسیت که گوش می کنه ، حرف ها رو که دیده میاد برات می گه . داد می زنه ، حرف می زنه ، می رقصه ، آهنگ پخش می کنه ، فیلم پخش می کنه ، شبهه سیاسی بهت می ده . هیچّی اش رو بلد نیستی اون شبهه سیاسی هاش رو . مسائلِ اخلاقی هم بحثِ استدلالی نیست ، بی اجازه می ره تویِ دلِ آدم ، تیر خوردی تموم شد ، چیزی ازت باقی نموند ، تیکّه پاره می شی میری . یک ماه ، دو ماه خراب شدی . حجمه ی عمیق و شدیدِ رسانه ای ما داریم . تویِ این جنگ می خوای چی کار کنی ؟ پناهگاه نمی خوای ؟ کلاهخود نمی خوای بزنی ؟ خُب تیر می خوره تویِ سرت . من این رو سابقاً عرض کردم ، روحانی هایی که مسجد نمی رن ، با روحانی هایی که مسجد می رن ، پاسدار هایی که مسجد نمی رن ، با پاسداری که مسجد می ره ، با هم فرق می کنند ، چه برسه آدم هایِ معمولی . با هم فرق می کنند رفتارهاشون . بله یه بار براش واجبی اتفاق می افته ، یه مسئله ی اهمّی براش اتفاق می افته ، اون یه بحثِ دیگه است . من به طورِ طبیعی دارم صحبت می کنم . نه اینکه تزاحمی اتفاق بیافته ، یه واجبِ اهمّی پیش بیاد ، اون یه بحثِ دیگه است . این خیلی جدّیه . پس اتفاق اینه که از سنگر اومده بیرون ، تیر خورده . امام ببین تعبیرش چه قدر قشنگه ، چه قدر جالبه ، مساجد سنگر است ، سنگر ها را حفظ کنید . کسی سنگر رو خراب می کنه ؟ مسجد مثلاً فرض کن کتابخونه است ، مثلاً ما تویِ روایت داریم ، روایت هم همینطوره ، مؤمن در مسجد مثلِ ماهیِ در آب است . حالا این ماهی از آب بیاد بیرون چی می شه ؟ مگر اینکه قورباغه باشه ! هه هه . قورباغه نمی میره ، دو زیسته . آدم اگر هم با اینوری ها بود ، هم با اونری ها بود ، هم با اینوری ها که نمی میره . مثلِ قورباغه می شه ، هم اینوره ، هم اونوره . ماهی قرمز ها هستن ، میمیره . ماهی تویِ حوض چه شکلیه ؟ مؤمن تویِ مسجد این شکلیه . آقا اینها رو برایِ روحانی این ها رو گفته که من می خوام عرض کنم . ایشون گفته که نکنه روحانی ها دیر بیان ، زود برن . امام جماعت ها مثلِ من رو داره می گه هااا . نکنه دیر بیان زود برن یه کیفِ سامسونت بگیرن دستشون . میگه من این حالت ها رو قبول ندارم ، حضرتِ آقا . بمونید تویِ مسجد مثلِ ماهیِ تویِ آب ، تعبیرشون اینجوریه . مثلِ ماهیِ تویِ آب بمونید تویِ مسجد . اینطور حول نباشید . ببینید ، تعابیر رو نگاه کن . من دارم روحانی و پاسدار ، آدم خوب ها رو دارم می گم . حالا اون هایی که تویِ فضایِ سپاهی نیستن ، تویِ فضایِ روحانی هم نیستند ، تویِ فضایِ مخلوطِ دانشگاه اند ، تویِ فضایِ مدارسِ موجود اند ، تویِ خیابون اند ، اون ها تویِ خطر نیستند ؟! بعد روحانی و پاسدار تویِ خطر اند . خُب اونها به طورِ اولی تویِ خطر اند . از سنگر میاد بیرون تیر می خوره . آدم تویِ بیمارستان باشه ، تویِ دانشگاه باشه ، جوّ چه شکلیه ؟ گُل و بلبله ؟ هیچ مشکلی نیست ؟ تویِ بازار باشه چه مشکلی براش پیش میاد ؟ بعد پناهی ... یه کسی اومده بود اینجا ، مسئولِ یکی از زندان ها بود . ده بیست سالِ قبل . می گفت باور کنید وقتی که ما میاییم مسجد ، اصلاً روحیّه مون عوض می شه . اونجا همه اش خلاف کار ، اون دزده رو گرفتیم ، اون خلاف کاره است ، این اینطوری ، اون اونطوری . اصلاً خفه می شیم . کجا اینها باید تقویّتِ روحیّه بشن ؟ کجا تقویّتِ روحیّه بشن ؟ تویِ مسجد . سنگر رو خراب نکنید ، تیر می خورید .
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.