چرا رهبری در این شرایط سخت اقتصادی، از تصمیم گرانی بنزین حمایت کردند؟

متن تفصیلی پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم

در قضایای اخیر (گرانی بنزین سال 98) دلیل این که حضرت آقا از دولت حمایت کردند چه بود؟ جواب فامیل و بچه های مدرسه را چه بدهیم؟

صوت پاسخ:
متن پاسخ رهبری از دولت حمایت نکردند. رهبری گفتند اگر سه تا قوه  با هم اجتماع کردند یک چیزی را گفتند اصل بر این است که ما با حسن ظن، با خوش بینی نگاه کنیم. این جمله را دو شکل می شود معنایش کرد:
  1. روابط مردم با قوای سه گانه، اصول کل نظام، باید خوش بینانه باشد. اگر بدبین بودند هر حرف شایعه ای را می پذیرند، مثلا الان بر اثر تبلیغاتی که شده عراقی ها تمام مسئولین خود را دزد می بینند، حتی روحانیونشان را هم ـ به جز مراجع تقلید ـ دزد می بینند. خب! وقتی اینگونه نگاه کردی، حرف بی بی سی اثر می کند. هیچ حرفشان دیگر قبول نیست، هر شایعه ای را علیه شان می توان پذیرفت. مثلا میگوییم میدانی پول نفت چقدر است؟ کل مملکت با نفت میچرخد دیگر. بعد از این مقدار پول نفت چقدر را به ما می دهند؟ هیچ! بقیه اش را چه می کنند؟ آن را میخورند، پس چرا من در اداره نباید آن را بخورم؟ تا آخر ادامه پیدا میکند، هر کس میرود در اداره دزدی میکند بعد می گوید همه اش بخور بخور است! بدبینی باعث این میشود. به قول یکی از دکتر ها] دکتر محمد حسن قدیری ابیانه [، می گفت: اگر ما برویم پول نفت را محاسبه کنیم، خرد کنیم بین جمعیت ایران تقسیم کنیم، به هر نفر500,67 میرسد. اما ما الان فکر میکنیم چندین میلیون تومان باید برا هر کسی باشد و چون آنرا نمی دهند، پس حتما آن را دزدیده اند!!! دوستان در جلسه با ماشین حساب حساب کردند، اصلا باورمان نمیشد. شما بعدا بروید حساب کنید. در اثر این جنگ روانی، بدبینی این کار را با آدم میکند.
اما اگر من خوش بین بودم می گفتم: الان باید چندین میلیون به من بدهند اما ندادند، پس دارند سرمایه گذاری میکنند یا معامله میکنند. وقتی خوش بین شدم دزد نمی شوم ارتباط با خارج برقرار نمی کنم. پس یک نظام اسلامی، نظامی است که یک رابطه ولایی بین کلیت نظام و مردم در آن حاکم است. همه همدیگر را دوست داشته باشند. اشکال دارد به هم میگویند، نصیحت می کنند. (نصیحه لکل امام مسلم) یعنی چه؟ یعنی آدم خوبی است، به او بگویی اثر می گذارد، به دیوار نمی گویی. بابا! کی گوش میکند؟! میخواهی به صدام نصیحت کنی؟! وقتی بدبین شدیم اینطور شدیم دیگر. خب! پس من باید با نظامم دوست باشم. مسئولین نظام با مردم دوست باشند، مردم با مسئولین نظام دوست باشند. چرا رهبری عفو میدهد، مگر آن شخص تخلف نکرده؟ یک دزدی ای، تصادفی کرده ـ به جز بحث حق الناس ـ ، پول کم آورده، ورشکست شده چرا به آنها عفو میدهد؟ چرا به هزار نفر عفو میدهد؟ همدیگر را دوست دارند! {مردی نزد امام علی(ع) می آید. می گوید من با یک مردی فحشایی انجام دادم. امام علی(ع) می گوید نه، شاید یک کار دیگر کردی. همینطور با یکدیگر چک و چانه میزدند، تا چهار بار به گناه اقرار می کند. میگوید دیگر اقرار کردی باید حکم را اجرا کنم. چندین تا حکم دارد، یا با شمشیر باید تو را بکشم، یا از کوه تو را پرت کنم، یا در آتش بروی، کدام را انتخاب می کنی؟ آن مرد گفت کدام از همه سخت تر است؟ گفت آتش. گفت پس من را در آتش بیانداز. امام علی(ع) دو چاله کندند با یک کانال ارتباطی، در یکی حرارت درست می کنند، در دیگری آن مرد میرود. مرد نماز و گریه و زاری می کند سپس در آتش می رود. سپس حضرت علی(ع) گریه می کند، بعد امام حسن(ع) گریه می کند، بعد امام حسین(ع) گریه می کند. امام(ع) دست در آتش می کند و او را در می آورد، سپس می گوید: ملائکه آسمان به گریه افتادند.} قضاوتهای امام علی(ع) این داستان را در دبیرستان خواندم خیلی روی من تاثیر داشت. یا علی(ع) این شخص گناه کرده شما با چه حقی او را در آوردی؟ این روابط چه نوع روابطی است؟ امام است، مأمومین خود را دوست دارد، با اجازه ولایی آن ها را عفو کرد. مقام معظم رهبری هم این کار را کرد. خود مردم هم با خودشان می خواهند دوست باشند. این شخص به آن شخص تیکه نمیزند، لر، عرب، گیلانی، ترک و... همه به هم تیکه نمیزنند. خودشان را به جان خودشان نمی اندازند. در نظام ولایی همه با هم و همه با نظام با محبت اند. درست است که این طرف مشکل دارد آن طرف هم مشکل دارد اما نظام خوب است.
  1. اگر سران سه قوه یک چیزی را تایید کردند با خوش بینی نگاه کنید. شاید یک چیزی پشت پرده است. ـ این فرق دارد با قبلی این سران سه قوه است ـ شاید یک چیزی هست که نمی توانند بگویند. چرا نمی گویند؟ چون اگر بگوید دشمن می فهمد! خب! بنزین است چیز دیگری نیست. آیا مطمئنی بنزین است شاید یک چیزی بیشتر از بنزین باشد؟ پس دیگر چیزها را نگفتند. پس این یک کد است. حضرت آقا هم گفت: در اثر این مصوبه چند نفر کشته شدند. یعنی من میدانم کشته شدند، خبر دارم اما در عین حال دارد می گوید خوش بین باش، پس حتما یک چیزی پشت پرده است. این آقا همان آقاییست که به دولت صد تا اشکال در برجام گرفت. این دولت حرفهای رهبری را گوش نکرد در مسائل اقتصادی، رهبری بهشان گفنه بود به برجام گره نزنید، بروید اقتصاد مقاومتی انجام بدهید، بروید در کار تولید و...اما نکردند، یعنی دیر انجام دادند، الان 6 سال گذشت تازه دارند انجام میدهند. خب! وقتی این کار را نکردند اقتصاد همینطوری سر جایش می آید؟! همینطور از زمین پول بیرون میریزد؟! ممکن است پشت پرده مشکلاتی برایشان پیش بیاید. این را سخنگوی دولت گفت: وقتی ما دادن بنزین را محدود کنیم پس یک مقدار زیادش را کنترل می کنیم خیلی مصرف نمی کنیم، وقتی مردم ببینند سهمیه بندی و گران شده دیگر مصرفشان کم می شود، و ما مازاد و اضافه اش را میفروشیم. چرا بفروشیم؟ پول در مملکت بیاوریم. برای چه پول بیاید در مملکت؟ چون به پولش نیاز داریم. چرا به پولش نیاز داریم؟ تا مملکت را اداره کنیم. چقدر نیاز دارید؟ خیلی وضعتان بد است؟ دیگر قرار نیست این ها را بگویند. اگر بگویند دشمن وضعیتمان را می فهمد. این یک احتمال هست. این حرفها در لابه لای صحبتهای سخنگوی دولت بود ولی در زیرنویس اخبار نبود. الان می گویند برای اینکه قاچاق نشود، گران کردیم. مگر نگفتند که جلوی قاچاق را میخواهیم بگیریم، اینجا الان بنزین لیتری 1000 تومن است ولی در ترکیه لیتری 15000 تومن است، مگر با 3 برابر کردن میشود جلوی قاچاق را بگیرند؟! فاصله اش 5 برابر است، هرچه قدر هم زیاد کنی باز نمیرسی. الان چرا قاچاقچیان بروند قاچاق کنند؟! ما خودمان آن را میرویم میفروشیم. وقتی آنرا فروختیم پول می آید در مملکت، و با آن پول میتوانیم هزار تا کار کنیم. فقط کنترل می کنیم.
فرض کنید در پشت پرده، وضع دولت به دلیل گوش نکردن به حرفهای حضرت آقا حادّ است. مشکل پیدا میکنند، الان مثال میزنم تا حس کنید. آیا نمی خواهند حقوق کارگران را بدهند؟! از کجا بدهند؟ ما که نفتی هستیم. خود رهبری گفت که اصلا بحث سر دولت و وزیر نیست بلکه سه قوه نشستند تصمیم گرفتند. الان آقا از چه چیزی حمایت کرد؟ اینکه اگر چیزی را این سه قوه تصویب کردند قانون است. مثلا در مجلس شورای اسلامی یک قانونی می آید و اکثرا به آن رای میدهند. میرود شورای نگهبان، میگویند خلاف قانون و شرع نیست، ممکن است چیز خوبی هم نباشد اما خلاف شرع هم نیست، مثلا از فردا همه می توانند روی گوش هایشان راه بروند. شورای نگهبان فقط میگوید خلاف شرع و قانون نیست، همین. یعنی مجلس چیزی را تصویب کرده شورای نگهبان هم تائید کرد. رهبری هم مثل همین است، از این قانون و از این روند حمایت کرد. چه تصویب شد؟ هر چه تصویب شد، قانون است دیگر، حتی اگر قانونی الکی باشد. آیا میتواند آن را وِتو کند؟ بله؛ اما در آن صورت سنگ بر روی سنگ بند نمیشود. فردا به او می آیند می گویند که تو از آن خوشت آمد وِتو کردی از آن خوشت نیامد وِتو نکردی؟ کل سیستم مملکت به هم میریزد. رهبری می گوید که سران سه قوه می توانند یک چیزی را تصویب کنند من از این روند حمایت میکنم، اما در مورد خود قانون نظر نمی دهم، چون کارشناس آن موضوع نیستم. اتفاقا رهبر نظر نداد، گفت: که موافق و مخالف دارد. کارشناسانی هستند که می گویند کاملا مضر است و کارشناسانی داریم که می گویند کاملا لازم است. آیا می شود کسی که مخالف است راهپیمایی کند؟ نه قانونی نیست. پس چه کنیم؟ از رِوال خودش برو. اگر مجلس شورای اسلامی چیزی را تصویب کرد خودش باید بررسی اش کند و الّا همه چیز وِتو می شود. پس رهبری لایحه دولت را بحث نکرده بلکه رِوال طبیعی را بحث کرده است. وقتی کسی آمد به این دولت رای داد و گفت که ما هوا نداریم ولی هوای تو را داریم، رهبری بیاید به دولت منتخب مردم بگوید نه! من نمی خواهم حرفت را گوش کنم؟! رهبری به دولت نصیحت و راهکار میداد، وقتی دولت به حرف رهبر گوش نکرد، دیگر دارد کار خودش را می کند و لوازمش هم بر او بار می شود. مانند آدمی که وقتی دیرش شد و وضو نگرفت باید تیمم کند، دیر عمل کرده باید تیمم کند. اگر مجلس آمد یک قانون چرتی را تصویب کرد، مثلا در یکی از این مجلسهای چپی، با بحث و گفتگو بسیار تصویب کردند که اگر دختری به سن قانونی اش نرسید و پدرش راضی باشد، تنهایی می تواند به خارج برود. آیا خلاف شرع است؟ خیر. فرض کنید الان یک دختری بخواهد به یک شهری برود که جوش بد است، پدرش می گوید من به دخترم خیلی اطمینان دارم، می دانم سالم است، او را می فرستم. اما این چه قانون الکی ای هست؟! کجای مشکلات مملکت را می گیرد؟ این الان مشکل مملکت است؟! می آید وقت مجلس را میگیرد این را تصویب می کند تا از او خوششان بیاید. الان اگر این دختر با اجازه پدرش رفت خارج و صد اتفاق برایش افتاد، آیا می توانیم علیه این قانون تظاهرات کنیم؟ این قانون الکی ایست، خلاف شرع نیست اما تربیتی نیست. آیا ما میتوانیم با زیرشلوتری بیاییم اینجا؟ بله مگر ما میرویم استخر با چه چیزی میرویم؟ با دشداشه و کت و شلوار که نمیشود رفت. بله! می شود آمد اما بی حیایی است. بین تربیت و مسئله شرعی فرق می کند.پس خلاف شرع نیست، ولی غیر تربیتیست. این را مجلس قانون کرده و نمیتوانی علیه آن تظاهرات به راه بیاندازی. یعنی من باید جور آن را بکشم؟ بله، چون من به آن رای دادم. اگر می خواستی دفعه بعد به یک نماینده بهتر رای میدهی. اگر رای ندهید یک نماینده ای رای میگیرد که چیزهایی تصویب میکند پیش پا افتاده ولی خلاف شرع نیست. نمایندگان مجلس این قدرت را دارند. خب! نماینده مجلس، دولت چرا این حرف را زدی؟ الان گیر کردم. چرا حرف رهبری را گوش نکردی؟ در قانون تصویب شده که قیمت بنزین باید گران شود. چقدر؟ خرد خرد تا بر مردم فشار نیاید. مثلا سالی 20 درصد. دولت اینکار را نکرد. قانون بوده اما عمل نکرد. چه کسی باید ناظرش میبود؟ مجلس. مجلس چرا  چیزی نگفتی؟ چون اگر می گفتم دیگر مردم به من رای نمی دهند. در قانون بوده؟ خب! خیلی چیز ها در قانون بوده! نهی از منکر هم در قانون بوده. دولت قانون امر به معروف و نهی از منکر را گفت انجام نمیدهم، حالا کسی آیا آمد به او بگوید چرا انجام نمیدهی؟ نه چرا انجام بدهم؟ اگر انجام بدهم دیگر بدحجابها به من رای نمیدهند. پس جورش را باید مردم بکشند؟ بله؛ دیگر راهی نداریم. اگر رهبری و هرکس بیاید رایش را تحمیل کرد پس آرای مردم چه می شود؟ ما فقط میتوانیم بیدادگری کنیم. به مردم بگوییم رای دادید چیزی گیرت آمد؟ نه. هیچ تحریمی رفع نشد. تحریم ها بیشتر هم شد. وزیر امور خارجه مان را هم راه نمیدادند. به او بنزین نمیدادند. ورزشکارانمان را راه نمیدادند و... از آن طرف ما چه دادیم؟ انرزی هسته ایمان را دادیم. هیچ چیزی نگرفتیم. اقتصاد هم همین طور. چون من گفتم پولهایمان را میدهند، وقتی قرار باشد پولهایمان را بدهد چرا تولید داخلی کنم؟! جورش را مردم میکشند دیگر. مردم میخواستند به یک کسی رای بدهند که برود مذاکره کند. آیا خوب است که به جلیلی رای بدهند که هر دفعه پای مصنوعی اش را در بیاورد روی میز بگذارد دعوا به راه بیاندازد. جنگ راه می اندازد. اینها خشونت طلبند. اما او] روحانی[ میرود لبخند میزند مذاکره می کند بعد می گوید ما گفتیم 4=2+2. نمیتواند زیر میز بزند. آیا دیدی زیر میز زد؟ باورشان نمیشد. آنقدر خوش بین بودند به آمریکا و غرب. بله! اگر مردم به یکی خواستند رای بدهند که برود با آمریکا مذاکره کند دیگر تا آخرش را باید بروند. یعنی برویم بگوییم ای مردم! شما به این شخص رای دادید تا برود مذاکره کند با آمریکا، اما ما نمیگذاریم برود مذاکره کند. رای مردم محترم است. الان چگونه باید آن را منتقل کنیم؟ با افزایش فهم و بصیرت. باید خود ما که اینجا نشسته ایم تحلیلمان قوی شود. رادیو بی بی سی به ما تحلیل ندهد. بعد خود ما که سطحمان آمد بالا با همکلاسی هایمان و خانواده هایمان را هم میتوانیم تحلیل بدهیم والّا میشویم عوام. می دانی اگر رئیسی بیاید، در خیابان دیوار می کشد؟ زنان این طرف پیاده رو و مردان آن طرف پیاده رو. هرکسی با دیگری کار داشته باشد در یک سوراخ در دیوار صحبت میکند. آستین کوتاهی ها را میخواهد بگیرد، آستین حلقه ای ها که دیگر هیچ! سطح آدم چقدر میتواند باشد که اینقدر راحت گول بخورد. الان آقای رئیسی در دستگاه قضائی انقلاب راه نیانداخت؟! آدم از یک کسی اینطوری محروم بشود. آن وقت چقدر آدم حرص می خورد. اگر سطح تحلیل آدم ها ضعیف بود این اتفاق در آنها می افتد. اگر ما سطح توقع را نبردیم بالا خوارج میتوانند مردم را گول بزنند. به رئیسی رای نمی دهیم چون آدم کش است. چه کسی را کشته است؟ سازمان مجاهدین خلق! تازه هم این کار را نکرده! حالا فرض کنیم کرده. سازمان مجاهدین خلق بود! رهبر گفت بین جلاد و شهید اشتباه نشود. به جلاد می گویید شهید؟! این ها جلاد بودند، مردم را کشتند. من خودم ماهشهر بودم، یک کیوسک کتابفروشی بود، یک دختر 3 یا 5 ساله ای در آن بود که پدرش رفته بود خرید کند، سازمان مجاهدین خلق آن را آتش زدند، آن دختر کباب شد، من در تشییع جنازه اش بودم. رادیو بی بی سی آیت الله رئیسی را محکوم کرد که چرا مردم را کشتی؟ مردم کیا بودند؟ سازمان مجاهدین خلق. اثر کرد. تا تو الان بیایی بگویی نه فلان بوده فلان نبوده تمام. رای دادند. اصلا کسی باید به بی بی سی اعتماد کند؟! بعد به حکومت هم بدبین است. آدم اگر سران سه قوه چیزی را تصویب کردند، به آن خوش بین باید باشد. نه اینکه به بی بی سی خوش بین و به سران سه قوه بدبین باشد. وقتی کسی به سران سه قوه بدبین شد وسط نمی ایستد، نمی گوید بی بی سی هم بد، او را بر اثر جوّ تبلیغاتی، در حالیکه داری به آمریکا و انگلیس مرگ میفرستی، میبرند. قدرت تبلیغاتیشان اینگونه است. راهش این است که آدم اهل تحلیل باشد، اخبار دستش باشد. حالا اگر تحلیل من حدش پایین باشد چه کنم؟ با یک مثال توضیح میدهم. اگر کسی وسواسی باشد نتواند حمد و سوره را بخواند در نماز جماعت  میرود از بقیه تقلید می کند. یعنی باید برود پیش آدم خوبها از آنها بپرسد. برود به آدم خوبها بچسبد، نجات پیدا می کند. آدم خوبها کیایند؟ ولایت و هر که به آنها اشاره کند. من آدم خوبها را می یابم میبینم چه کسانی را تائید کرده تا پایین از آنها می پرسم. اگر برای من بدبینی بوجود آمد نه کسی را قبول دارم، نه تحلیلی دارم همین طور گیج در هوا میمانم، بعد از جمع مسلمان ها جدا میشوم، وقتی از جمع مسلمانها جدا شدم طعمه گرگ می شوم. چه اشکالی دارد یک گوسفندی از گله جدا بشود خودش برای خودش راه برود؟ نمی شود حتما طعمه گرگ می شود. یا امروز یا فردا حتما طعمه گرگ می شود. {اگر از جمع مسلمانها جدا شدید حتما طعمه گرگ می شوید یا امروز یا فردا} پیامبر(ص) وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.